تبليغاتX
بلندی های جولان

بلندی های جولان

چرخ نوشته های سفر

frontiere turque

sur le chantier avec Adi

این آخرین مکانی بود که من و لوئیک با هم بودیم.عکس را یک کارگر تونل ترک گرفت.

من خسته بودم.

از هم جدا می شدیم....

بودن با لوئیک لذت بخش بود.او در وبلاگش درباره ی من حرفهایش را زده.با شرف ها را می شناسند این ها....دقیق اند...بیخود دنبال یکی راه نمی افتند.دیر اعتماد می کنند.بهتر از مشتی ابله دهاتی مسلکند که دور خودشان می چرخند و با صدای وزوز خود و حضراتشان دلخوشند....احمق ها.

من ترجیح دادم دیگر ننویسم....این ها مربوط به من می شود.داشته های من است.بیرون ریختنی نیست.

این پایانی ست بر سفر چهل روزه ی من.

جاده ها اما ادامه دارند.

لوئیک برایم نوشته :برویم به جایی دور....گفتم جایی دور؟

بله جایی دور....جایی دنج برای بازنده ها....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:27  توسط من  |